جوانان افغان در دوران طالبان زندگی خود را تحمل می کنند


میانگین افغانها 18 سال سن دارند. تقریباً دو سوم کشور زیر 25 سال سن دارند. برای این جوانان ، حمله آمریکا در سال 2001 و حکومت طالبان قبلی خاطره نیست ، بلکه تاریخ است. آنها نسلی هستند که افغانستان را فقط تحت حمایت نیروهای ناتو شناختند.

بیست سال بعد ، طالبان بر خلاف کشوری که قبلاً در کنترل آن بود ، به قدرت بازگشتند. از آنجا که این گروه به دنبال مشروعیت بین المللی است ، یکی از اولویت های آن جلب پیروان جوان در سالهای پس از سقوط آن است – آزادی که به بسیاری از آزادی هایی که طالبان مدت ها با آن خصومت داشته اند ، از جمله حق تحصیل و آموزش عادت کرده است. مطبوعات آزاد در حالی که طالبان مطمئناً با چالش های تعدادی دیگر از گروه های مسلح و قومی روبرو خواهند شد ، جوانان افغانستان بزرگترین تهدید داخلی بلند مدت برای اهداف طالبان هستند. از نظر جمعیت شناختی ، ایدئولوژیکی و اقتصادی ، نسل خود آنها بهترین مکان برای تعیین شکل آینده کشور است.

شاید به همین دلیل است که طالبان هنوز اصلاحات گسترده ای را انجام نداده اند. مودصیر سادات ، جوان 25 ساله ساکن کابل ، به من گفت: “در حال حاضر ، هیچ چیز تغییر نمی کند.” اگرچه او در سال 1996 به دنیا آمد ، سالی که طالبان به قدرت رسیدند ، اما دوران حکومت این گروه را به خاطر نمی آورد. برای او و دیگر جوانان افغان ، احساس در حال حاضر عدم قطعیت است. “ما نمی دانیم چه اتفاقی می افتد”

گذشته اخیر آسایش کمی را ارائه می دهد. حکومت پنج ساله طالبان از سال 1996 تا 2001 با سرکوب تعریف شد – واضح ترین آنها زنانی بودند که از تحصیل محروم بودند و به ندرت اجازه داشتند بدون یکی از اقوام مرد از خانه خارج شوند و علیه اقلیت های قومی و آزار و اذیت تبعیض قائل شده بودند. لذتهای ساده مانند موسیقی ، تلویزیون و ورزش ممنوع بود. در استادیوم گازی کابل ، مسابقات فوتبال با اعدام علنی جایگزین شد.

اما افغانستان همان کشوری نیست که 20 سال پیش بود. اگرچه پیشرفت ها ناقص بوده و تا حد زیادی در مناطق شهری متمرکز شده است ، اما از سال 2001 زنان افغان به مدرسه می روند ، مشاغل خود را اداره می کنند ، در پلیس و ارتش خدمت می کنند و پست های دولتی را بر عهده دارند. در حالی که خود جامعه افغانستان عمیقاً مردسالار و محافظه کار است ، بسیاری از مردم آن متعلق به نسلی ساده تر هستند. کسانی که در مرفه ترین و تحصیلکرده ترین شهرهای کشور زندگی می کنند به آسانی قبل از سال 2001 به وضعیت قبل برنخواهند گشت. مایکل کوگلمن ، معاون می گوید: “به عنوان اصلی ترین بهره برداران در 20 سال گذشته ، جوانان” و اوضاع بدتر خواهد شد. مدیر برنامه آسیا در مرکز ویلسون در واشنگتن.

طالبان در اقدامی آشکار برای جلب این نسل جدید و اطمینان بخشیدن به قدرت های غربی در حال خروج ، متعهد شده اند که به خشونت و سرکوب باز نخواهند گشت ، از جمله تضمین هایی که این گروه به حقوق زنان احترام می گذارد (البته به شدت). تفسیر آن از قوانین اسلامی) و از کسانی که با آن مبارزه کردند انتقام نگیرید. این تیم نیز دارد او قسم خورد برای حمایت از رسانه های افغانستان به شرطی که پخش آنها با ارزشهای اسلامی و منافع ملی افغانستان مغایرت نداشته باشد.

این وعده ها تا کنون در کابل شنیده شده است ، جایی که پوسترهایی بر روی آنها وجود داشت که تصویر زنان را نشان می داد. نقاشی شده روی و در آنجا به زنان دستور داده شده که برقع بپوشند تا مورد ضرب و شتم قرار نگیرند. قتل های انتقام جویانه ، ازدواج های اجباری و دیگر تاکتیک های وحشیانه در نقاط دیگر کشور گزارش شده است. چند افغانی که در مورد این ماجرا با آنها صحبت کردم از ترس انتقام جویی ، حاضر به صحبت با من نشدند. برخی دیگر بیش از حد مشغول تلاش برای یافتن مکانی امن برای رفتن خانواده خود بودند.

نوید نورمال ، دیپلمات 30 ساله افغان و محقق فولبرایت از بریتانیا ، جایی که در حال حاضر در آن زندگی می کند ، به من گفت: “مردم از آنچه برای آنها اتفاق می افتد بسیار می ترسند.” برای کسانی مانند او که پس از سقوط طالبان بزرگ شده اند ، برنامه ها و اهداف آنها برای کشور به نظر می رسد “اکنون یک رویا بیش نیست”.

هدف آن جوانان افغان مانند سادات و عادی برای طالبان است ، زیرا نسل آنها نه تنها آینده کشور را نشان می دهد ، بلکه حال جمعیتی آن را نیز نشان می دهد. در حالی که طالبان تمایل خود را برای حاکمیت با قدرت مطلق نشان داده اند ، تأمین اعتبار و مشروعیت بین المللی که به دنبال آن است ، بدون رهایی حدود نیمی از جمعیت متولد شده پس از 2001 بسیار دشوارتر خواهد بود. کسانی که بیشتر طالبان را به دست آوردند – عمدتا جوان زنان و همچنین خزرها ، اکثریت قومیت شیعه افغانستان ، به طور قابل ملاحظه ای به درخواست های این گروه برای صلح شک دارند.

پرویز کریمی ، 24 ساله ، شهروند هزاره اهل غزنی در جنوب شرقی افغانستان ، به من گفت: “آنها باید در این مرحله خوب عمل کنند زیرا می خواهند دولت تشکیل دهند.” اگرچه او زندگی زیر گروه را به خاطر نمی آورد ، او گفت دوران کودکی اش با حضور او همراه بوده است: او و خانواده اش اغلب در روستای خود توسط اعضای طالبان تحت درمان قرار می گرفتند ، ظاهراً به این دلیل که آنها خزر بودند.

کریمی دیگر در افغانستان زندگی نمی کند (خانواده اش در سال 2012 از انگلیس درخواست پناهندگی کردند) ، اما از امنیت خانواده و دوستانش در این کشور می ترسد ، زیرا طالبان (که به شکل اصلی اسلام سنی اعتقاد دارند) هرگز برای آنها پنهان نشده اند. تحقیر او وقتی از او درباره تعهد مجدد این گروه به احترام به حقوق اقلیت های ملی کشور پرسیدم ، او به یاد طالبان افتاد که گفت: تاجیک ها در تاجیکستان ، ازبک ها در ازبکستان و خزرها در گورستان—Ή «قبرستان» کریمی گفت: “این گروه اکنون در افغانستان قدرت دارد ، و خدا می داند که آنها قصد دارند با خزرعه چه کنند.”

در واقع ، فضای زیادی برای خوش بینی وجود ندارد. در عرض چند روز ، افغانها نه تنها توسط رهبران خود (که با بستن کابل توسط طالبان از افغانستان فرار کردند) ، بلکه توسط جامعه بین المللی ، که خروج آشفته آنها باعث شد هزاران نفر به دنبال راه چاره باشند ، رها شدند. احساس خیانت از سوی ایالات متحده ، که در رسیدگی به خروج عمدتاً پشیمان نبود ، بویژه بسیاری از جوانان افغان را تحت تأثیر قرار داده است. کوگلمن به من گفت: “آخرین چیزی که آنها می خواهند بازگشت طالبان به قدرت است.” اما به نظر می رسد عصبانیت آنها از ایالات متحده بر خشم آنها از طالبان بیشتر است ، که واقعاً چیزی می گوید. “

تنها چیزی که می تواند بر طالبان مسلط شود این است که این گروه به جوانان افغان نیاز دارد. کریمی گفت: “اگر آنها می خواهند دولت تشکیل دهند ، به ارتش احتیاج دارند ، به افرادی نیاز دارند که دولت را در همه زمینه ها اداره کنند ، و این نیاز به پول زیادی دارد.” آنها باید جامعه ای برای عملکرد داشته باشند. “

با این حال ، برای بسیاری از جوانان افغان ، تنها افرادی که می توانند روی آنها حساب کنند ، خودشان هستند.

کریمی گفت: “امیدهای آنها بر باد رفته است.”



دیدگاهتان را بنویسید