سرهنگ عدم ​​پرداخت باج – تاریخ ما


سالروز ورود سرهنگ محمد تقی خان پسیان فرمانده جدید ژاندارمری به خراسان.

وقتی قوام السطنه را از دولت خراسان گرفتند، فهرست اموالش را بررسی کردند. ماموران در خانه او مقدار زیادی طلا و ارز پیدا کردند. قوام حدود صد اسب و چند ارابه نیز داشت. اما وقتی سرهنگ داستان ما در نبرد با شورشیان کرد به تحریک خود قوام کشته شد و وقتی موجودی اش را بررسی کردند متوجه شدند که او فقط چند لیوان، یک قوری چینی در بسته، چند جعبه پر دارد. از روی کتاب ها، یک دست لباس او، یک قالیچه و سکه های 270 تومانی است.

سفر به آلمان

پسیان اولین خلبان تاریخ ایران بود. او برای پرواز در آلمان آموزش دید و بیش از آنچه در ایران آموخته بود، سواد نظامی خود را افزایش داد. او برای گرفتن مجوز پرواز از ارتش آلمان 33 پرواز موفق داشت. او در همان کشور تورم کبدش را توسط پزشکان متخصص درمان کرد.

موفقیت پیزیان تا حدودی مرهون دستورات فرمانده مشهور آلمانی ژنرال هیندربرگ است. با شنیدن دلاوری پسیان در ایران از پسیان خواست که بماند و در ارتش آلمان خدمت کند.

این سردار جوان ایرانی این توصیه را پذیرفت و به ارتش آلمان پیوست. در طول جنگ جهانی اول، او یک ستون نظامی آلمانی را علیه نیروهای لهستانی رهبری کرد.

پیسیان علاوه بر تقویت روحیه نظامی گری، از ثروت کتابخانه های آلمان نیز بهره برد و کتاب های تاریخی و سیاسی خواند. با عضویت در انجمن سیاسی ـ ادبی با سید حسن تقی زاده روشنفکر صاحب مجله معروف کاوه مقیم آلمان دوست شد و مقالات مختلفی منتشر کرد.

پسیان فرصت را غنیمت شمرده و شرح حال خود را با عنوان «داستان یک جوان میهنی و دفاع مقدس از بغداد تا ایران» که در دوران جنگ جهانی اول در غرب کشور آموخته است، نوشت.

او با یادگیری زبان های فرانسوی، آلمانی، عربی و روسی در جوانی شروع به یادگیری موسیقی کرد تا روح خسته خود را از خشونت نظامی گری رها کند.

در سال 1299 دو سال پس از اقامت در آلمان به زادگاهش رفت و با درجه سرهنگی به استخدام نیروهای نظامی سلطنت قاجار درآمد. طولی نکشید که فرماندهی ژاندارمری خراسان را در دولت مشیرالدوله به دست گرفت.

سرهنگ پسیان (اول از راست)

اختلاس بزرگ

واقعیت تلخی که پسیان با آن روبرو بود این بود که قدرت ژاندارمری در این استان وسیع رو به زوال بود. پسیان با علم به این موضوع از دوبوا حمایت کرد و حقوق افسران ژاندارمری را که در اولین قدم ها سه ماه عقب بودند پرداخت کرد.

مدتی بعد که در تهران کودتا شد و سیدضیه طباطبایی به نخست وزیری رسید، پسیان نیز به مقام استانداری خراسان رسید. او کمیسیونی برای بررسی وضعیت مالیاتی ثروتمندان خراسان تشکیل داد.

به گفته این کمیسیون، قوام السلطنه مالیات سنگین خود را نپرداخته بود. این کمیسیون همچنین تصمیم به دستگیری مسئولان ارشد بقعه امام رضا (ع) به دلیل اختلاس سازمان یافته از درآمدهای بقعه گرفت. اصلاح ساختار اداری خراسان از دیگر وظایف پسیان و مسیو دوبوآ بود.

کاهش قیمت نان و مواد غذایی

پیسیان قوام السلطنه را عامل بحران اقتصادی خراسان معرفی کرد. این یکی از دلایل عصبانیت در گذشته است. افراد مشهوری که عادت به پرداخت مالیات واقعی نداشتند نیز شروع به مخالفت با او کردند.

اما این سرهنگ 30 ساله ایرانی بازسازی گسترده ای را در این استان آغاز کرده و اقدامات بسیاری را برای منافع عمومی انجام داده است. قیمت مواد غذایی عمومی به ویژه نان را کاهش داد. یک بیمارستان موقت در مشهد افتتاح کرد. او شروع به کنترل بیماری های عفونی کرد و مراکزی برای قرنطینه این بیماران ایجاد کرد. او مدارس مدرن ساخت. او برای اولین بار انباری گندم درست کرد و آن را پر کرد تا مردم دچار قحطی و مرگ نشوند.

مبارزه با اعتیاد به تریاک در جامعه

وی همچنین مبارزه با اعتیاد به تریاک که بخش بزرگی از جامعه را درگیر می کند را در دستور کار خود قرار داد. حکیم با این پول کنسرتی برای مرمت آرامگاه فردوسی ترتیب داد. سنگفرش های مشهد را آسفالت کرد. برق رسانی به شهر سرعت بخشیده است.

اما سرهنگ شانسی نداشت و دولت سیدضیه سه ماه بیشتر دوام نیاورد. با سقوط دولت سیدضیا قم دوشن پسیان از زندان آزاد شد و به نخست وزیری رسید.

قوام که از شهرت پسیان آگاه بود، او را از استانداری خراسان برکنار کرد، اما در ژاندارمری نه. اما نجد السطنه که با توصیه قوام استانداری خراسان را به دست گرفت طاقت نیاورد و استعفا داد. قوام سپس صمصام السطنه را به والی خراسان واگذار کرد که هرگز به مشهد نیامد.

صدراعظم که اقتدار خود را در خراسان از دست داده بود، سعی کرد خوانین را در خراسان متقاعد کند تا با سربازان پاسیان درگیر شود.

قدرت سلطان نشین

شورشیان به چند ژاندارم حمله کردند

خان های خراسان جنوبی نمی خواستند پسلیس را سرنگون کنند، اما همتایان شمالی آنها سعی در نابودی پسلیس داشتند.

وقتی پسیان به توصیه خان های جنوب برای مذاکره به گناباد رفت، خان های شمالی از این فرصت استفاده کردند و ژاندارم ها شهرهای فاروج، شیروان و قوچان را تصرف کردند.

سرهنگ جلسه خود را نیمه تمام گذاشت و به مشهد بازگشت. با عده ای از نیروهایش به سرعت به قوچان رفت.

خیانت به دوستان

جعفر آباد برای جنگ با شورشیان کرد در قوچان رفت. پیسیان با نداشتن سلاح و مهمات کافی تعدادی از نیروهای خود را برای آوردن تجهیزات نظامی به مشهد فرستاد. اما به سرهنگ خیانت کردند و سرهنگ پسیان با چند نفر با کردها جنگید. معلوم است که پاسیان تا آخرین گلوله جنگید و پس از تمام شدن گلوله جان باخت.

شورشیان کرد سر او را از بدنش بیرون آوردند و با او عکس یادگاری گرفتند و برای دریافت جایزه به سوی قوام السلطنه رفتند. البته سران یاغیان از این جایزه بی بهره بودند و از سوی قوام رسماً لقب «السلطنه» به او داده شد.

شاعر و دوست معروف پسیان، ایرج میرزا، این آهنگ را پس از مرگش سروده است.

متاسفم برای شما ایران عزیز

آنها شما را مانند شما شیر صدا می کنند

همه خراسانی ها سرگردانند

به این دعوا با شما چه خواهند گفت؟

مردم این کشور نباید آب در چشمانشان باشد.

یا برایت گریه خواهند کرد.

کسانی که قبول می کنند از خون کبد استفاده کنند

سیستم ما فقط با تلاش شما باز شد

بیایید و ببینید با سیستم چه خواهند کرد

همه ژاندارم ها باید بایستند

دروغ و حقیقت متهم به بزدلی

تا هزینه ها را با هزینه خود تسویه کنند

هدف شما آزادی و عدالت بود

به همین دلیل است که همه باید از این باور حمایت کنند

کسانی که عزت کشورشان را می خواهند

آنها پس از بیان شما خام می خواهند

نه به اندازه هیئت ژاندارمری منطقی

در غیر این صورت، یک حرکت انتقام خواهد گرفت

ترا سلامت را از آن دشت نیاوردند.

حالا برو سر قبرت و سلام کن

بعد از شما در آن میزهای ضیافت

برای دستیابی به سلامتی، آنها باید از اصطکاک فنجان نیز اجتناب کنند.

بگذارید آنها سوار آن اسب ها به دنبال شما شوند

مثل عروس در این خیابان ها راه می روند

تکان دادن سبیل زیر چشم

به قدت افتخار کن

خدا نخواست این مملکت آباد بشه

میهن پرستان باید بیهوده تلاش کنند

از این به بعد همه مردان کشور

به فکر مادرت باش تا پسرت را به دنیا بیاورد

سزد هر چه بود میهن پرست بود

بعد از تو آنها برای همیشه یکدیگر را درک خواهند کرد.