مدرنیست های افغانستان چگونه بر تاریخ ایران تأثیر گذاشته اند؟


دو رویداد مهم در تاریخ ایران؛ یکی تنها سفر خارجی او به ترکیه در زمان رضاشاه پهلوی و دیدارش با آتاتورک و دیگری سفر امان الله خان پادشاه افغانستان به ایران است. این امر در واقع رضاشاه را در تصمیم خود برای کشف حجاب مصمم کرد.

در تاریخ معاصر افغانستان دو نیروی «مدرنیست» و «ارتجاعی» با یکدیگر در جنگ بودند و امروز جبهه ارتجاع پیروز شده و کشور را اداره می کند. تاریخ معاصر افغانستان اساساً تکرار و انتقال قدرت بین دو گروه بود. پادشاهان مدرن در برابر متعصبان مذهبی. در میان آنها کمونیست هایی بودند که طبیعتاً با هر دو مخالف بودند، اما فقدان اختلاف بین مدرنیست های سلطنت طلب و چپ ها راه را برای ظهور و قدرت افراطی ها هموار کرد.

افغانستان از نظر تاریخی منطقه ای در منطقه فرهنگی ایران بود که پس از مرگ نادرشاه افشار به منطقه ای مستقل تبدیل شد و به تدریج به یک دولت-ملت مستقل در آسیا تبدیل شد. در قرن اول پس از استقلال، افغانستان توسط پادشاهان مستبد، از نوادگان احمد خان درانی، که اغلب تمایلات مذهبی افراطی داشتند و با سایر اقوام و مذاهب درگیر بودند، اداره می شد.

اولین ایده های امپراتوری اسلامی در افغانستان

ایده اصلی آنها ایجاد یک امپراتوری اسلامی بر اساس حکومت پشتون ها بر دیگر مردمان بود، اما همسایگانی مانند روسیه و ایران برای درانی ها قوی تر از آن بودند که چنین کاری انجام دهند. در نهایت میل درانی به قدرت منجر به حمله به افغانستان شد و انگلیس در پاسخ به میل درانی ها برای حمله به هند و کشتار سیک ها و رویای اسلامی سازی تمام سرزمین ها و سرزمین های درانی به افغانستان حمله کرد. نابود.

با فروپاشی امپراتوری درانی، افکار و تعصبات قبیله ای و مذهبی که در سراسر افغانستان شکوفا شده بود، از بین نرفت و قوم گرایی و رادیکالیسم مذهبی به دو عنصر ماندگار در تاریخ افغانستان تبدیل شدند و رنج های زیادی را برای مردم این کشور به بار آوردند. .

انگلیسی ها در سال 1878 تصمیم به خروج از افغانستان گرفتند و یکی از معتمدان خود به نام عبدالرحمن خان را به عنوان پادشاه افغانستان منصوب کردند. عبدالرحمن خان و جانشینان او پادشاهانی بودند که به دلیل جهت گیری غربی خود از سیاست های قومی و اسلامی گریزان بودند و به دنبال مدرنیزه کردن کشور خود بودند.

عبدالرحمن خان تلاش کرد تا قبایل شورشی را سرکوب کند و خواستار استقلال و تبدیل افغانستان به یک دولت-ملت مدرن با کمک بریتانیا شود. پس از مرگ او پسرش حبیب الله خان به سلطنت رسید و راه پدر را ادامه داد. از جمله اقدامات مهم وی، لغو برده داری در کشور و آموزش نوین پزشکی بود. او در سال 1919 کشته شد و سومین پسرش امان الله خان بر تخت نشست.

تأثیر امان الله خان پادشاه افغانستان بر رضا شاه پهلوی

امان الله پس از به قدرت رسیدن چندین سال درگیر درگیری افغانستان و انگلیس بود و سرانجام در سال 1921 موفق به کسب استقلال افغانستان شد. همزمان با ایران و ایتالیا قراردادهای دوستی بست. پس از این پیروزی توجه خود را به داخل کشور معطوف کرد و به نوسازی افغانستان پرداخت. او ابتدا لقب «امیر» به معنای خلافت را به «شاه» به معنای سلطنت غیر مذهبی تغییر داد. وی همچنین تعدادی از وزرای خود را برای مذاکره به شوروی فرستاد و با حکومت انقلابی قراردادهایی را برای افتتاح تلگرام در افغانستان امضا کرد.

سفر مهم اروپایی امان الله خان در سال 1307 صورت گرفت. او ابتدا به اروپا رفت و در راه بازگشت از ایران دیدن کرد. سفر او به ایران و دیدار با رضاشاه پهلوی برای هر دوی آنها بسیار مهم بود و بازتاب زیادی در هر دو کشور داشت. امان الله پس از سفر به ایران تحت تأثیر ارتش و نیروهای دولتی ایران قرار گرفت و رضاشاه با دیدن نگاه و رفتار مدرن خانواده امان الله و فکر کشف حجاب در ایران متعجب شد. این تأثیر در سفر رضاشاه به ترکیه و دیدار او با آتاتورک نیز ایجاد شد. البته در این میان تیمورتاش بیشترین تأثیر را بر رضاشاه گذاشت و با مقایسه ایران و افغانستان، شاه را به عقب افتادن از مدرنیزاسیون اجباری برانگیخت.

رضا شاه پهلوی امان الله خان

ملکه ثریا همسر امان الله خان پادشاه افغانستان از ایران دیدن کرد

امان الله خان که اصلاحات آتاتورک را در سفر به اروپا و ایران دید، در بازگشت به اقدامات رادیکال تری دست زد و دستور داد تا مدارسی را در کابل زیر نظر معلمان آلمانی و فرانسوی باز کنند. او همچنین حکومت خود را قانون اساسی اعلام کرد تا پایه های یک سیاست جدید را در افغانستان پی ریزی کند.

شورش اسلامگرایان زمانی به اوج خود رسید که امان الله خان یک مدرسه برای زنان تأسیس کرد و چندین دختر افغان را برای تحصیل به اروپا فرستاد. حق تحصیل زنان، خشم مرتجعین را برانگیخت و ائتلاف مذهبی علیه حکومت تشکیل داد.

فردی به نام ملا لنگ فتوای جهاد علیه حکومت امان الله صادر کرد، اما نیروهای دولتی توانستند شورش را موقتاً کنترل کنند. خبر این شورش به گوش رضاشاه رسید و او در سال 1308 قانون کشف حجاب را اجرا نکرد.

فاطمه صادقی در کتاب کشف حجاب; بازخوانی یک مداخله مدرن» می نویسد: «اگر دستگیری امان الله خان در خرداد 1307 بر رضاشاه تأثیر عمیقی می گذاشت و امان الله خان با قیام مردمی مواجه نمی شد و در بازگشت به افغانستان تاج و تخت خود را از دست می داد، در ایران نیز حجاب بود. احتمالاً سرنوشت امان الله خان مانع از افشای این موضوع شده است. برادر امان الله خان در این باره به رضاشاه هشدار داد. اما در این سفر آژانس زن بود که رضاشاه را تحت تأثیر قرار داد، رضاشاه از اینکه ملکه افغانستان بدون پوشاندن صورت و با لباس مدرن ظاهر شد و از شرکت در بحث هراسی نداشت، تعجب کرد و این تصور همچنان باقی ماند. او برای مدت طولانی.”

امان الله خان حکومت مرکزی قوی نداشت و افغانستان هم مانند ایران طبقه مشروطه خواه و نوگرا نداشت. در غیاب یک دولت مرکزی قوی و یک طبقه نخبه، انتظار می رفت که دولت امان الله هر لحظه توسط افراط گرایان سرنگون شود.

پس از تحت کنترل گرفتن شورش ملا لنگ توسط دولت امان الله، طلبه جوانی به نام حبیب الله کلکانی با کمک روحانیون که به او لقب خادمی دین رسول الله را داده بودند، توانست شورشیان را متحد کند و راهپیمایی کند. با ارتش خود به کابل رفت تا آن را سرنگون کند. حکومت مشرکان را سرنگون کند

امان الله خان نیز بدون درگیر شدن در جنگ به سرعت به هند گریخت و بقیه عمر خود را در آنجا گذراند. پس از فرار امان الله خان، نیروهای حبیب الله کلکانی در سال 1929 وارد کابل شده و حکومت را تصرف کردند. حکومت آنها نوعی استبداد بود که تمام دستاوردهای تمدن و مدرنیته را در افغانستان از بین برد.