نکات موفقیت و بقا از آلاسکا – خرس های عروسکی را غافلگیر نکنید

بیر گریلز، متخصص بقا، اخیراً در یک مجموعه شگفت انگیز از برنامه های تلویزیونی بقا بازی کرده است که مملو از نکات بقا و موفقیت است. او این قسمت را اینگونه معرفی کرد:

“من Bear Grylls هستم. من از برخی از سخت ترین محیط های جهان جان سالم به در برده ام. اکنون، من در آلاسکا هستم، یکی از آخرین بیابان های بزرگ جهان و یک اشتباه در اینجا می تواند کشنده باشد. ماموریت من – نشان دادن مهارت های لازم برای شما اینجا زنده بمان.”

چشم انداز آلاسکا از خط ساحلی بی پایان، جنگل های عمیق و یخچال های طبیعی بزرگ تشکیل شده است. هفده تا از بلندترین کوه های ایالات متحده آمریکا در آلاسکا قرار دارند.

کوهنوردان، اسکی بازان و کوهنوردان هر ساله برای لذت بردن از طبیعت بیابانی به آنجا می آیند، اما همراه با هیجان، خطری نیز به همراه دارد. سالانه بیش از 20 نفر جان خود را از دست می دهند.

خرس در نقش اسکی باز گمشده با هلیکوپتر بر بالای کوه قرار گرفت. تنها چیزی که داشت یک چاقو، یک بطری آب، اسکی، یک سنگ چخماق، یک خدمه دوربین بی باک و یک کلاه پشمی بود! او باید راه خود را برای بازگشت به امنیت پیدا می کرد.

او اتفاقات بعدی را توضیح داد:

من 9000 پا بالا هستم و مایل ها و مایل ها چیزی جز برف و سنگ وجود ندارد. بهترین شانس من برای زنده ماندن این است که به سمت پایین بروم.

“بزرگترین تهدید برای اسکی بازان سقوط بهمن است. آنها سالانه حدود چهل نفر را در آمریکای شمالی می کشند. یک پیچ اشتباه و کل دامنه کوه ممکن است به سمت شما سقوط کند. شما باید بدانید که چگونه از آنها دوری کنید.

نکته کلیدی در مورد بهمن خواندن برف است و شما می توانید از چوب اسکی در جلوی خود استفاده کنید تا برف را آزمایش کنید تا ببینید فشرده است یا لایه لایه است.

«آنچه می‌خواهید این است که وقتی آن را به داخل فشار می‌دهید، خوب و سازگار است، اما اگر آن را پایین بیاورید و ناگهان کمی بیفتد، نشانه‌ای است که در لایه‌ها قرار دارد و این چیز خطرناکی است.

بهمن‌ها اغلب توسط اسکی‌بازان بی‌تجربه و برف‌بازان بی‌تجربه ایجاد می‌شوند که می‌آیند تا از چهل فوت برف بکر لذت ببرند که اغلب می‌تواند اینجا ببارد.»

در اوایل سال 2006، یک برف‌بان از آنکوریج، بهمنی به طول 200 فوت را در شیبی ایجاد کرد، درست مانند همان چیزی که خرس در آن بود. جسد او در نهایت سه ماه بعد پیدا شد. او 1600 پا سقوط کرده بود.

“در جایی که خطر سقوط بهمن وجود دارد، همیشه یک فانوس دریایی همراه داشته باشید. آنها سیگنالی را ارسال می کنند که یک سرویس نجات می تواند آن را دنبال کند.

“من اکنون حداقل 5000 فوت پایین آمدم و بالاخره دارم برف های بلند را پشت سر می گذارم. سنگ های زیادی وجود دارد که دیگر اسکی کردن غیرممکن می شود. تمام کاری که این اسکی ها انجام می دهند این است که سرعتم را کاهش دهند. بدون آنها بهتر است.”

خرس اسکی ها را رها کرد اما یکی از میله ها را نگه داشت.

“زیر من یک یخچال طبیعی است، به معنای واقعی کلمه رودخانه ای از یخ، و مانند یک رودخانه، این یخچال از سراشیبی جاری است. اگر بتوانم به آن برسم، باید من را از کوه ها خارج کند.

“برای رسیدن به یخچال باید این خط الراس را دنبال کنم و این کار آسانی نیست و دما به سرعت در حال کاهش است. دمای اینجا در آلاسکا می تواند به منفی 60 درجه برسد و سرمازدگی همیشه در کوه ها یک خطر است.

نکاتی که باید مراقب آن‌ها باشید اندام‌هایتان هستند – دست‌ها، پاها و صورت‌تان. نشانه‌هایی که نشان می‌دهد دچار سرمازدگی می‌شوید این است که پوست شما به این رنگ قرمز مومی و در نهایت سیاه می‌شود. سرمازدگی یک چیز واقعا وحشتناک و دردناک است.

“این خط الراس مرا به سمت یک شیب رو به شمال سوق داده است. نور خورشید کمتر می شود، بنابراین هنوز زیر برف است. هوا چندان خوب به نظر نمی رسد. گرفتار شدن در هوای بد می تواند کشنده باشد.

من باید سریع پایین بیایم، اما شیب زیر من تقریباً 300 فوت است. من قصد دارم از تکنیکی به نام “glissade” استفاده کنم.”

برای اجرای گلیساد، تبر یخی خود را حفاری می کنید تا سرعت فرود خود را کنترل کنید. اگر به اندازه کافی در تبر حفاری نکنید، خیلی سریع خواهید رفت. اگر آن را خیلی عمیق فرو کنید، ممکن است از دستتان کنده شود.

خرس از نصف چوب اسکی استفاده کرد زیرا تبر نداشت و با سرعت 50 مایل در ساعت به شدت به چوب چسبیده بود. وی در ادامه روایت خود گفت:

“من به یک یخچال طبیعی رسیده‌ام. بیش از 100 هزار مورد در آلاسکا وجود دارد. آنها بزرگترین مخزن آب شیرین روی زمین را تشکیل می‌دهند، اما پر از شکاف‌هایی هستند که اغلب با لایه‌های برف پوشیده شده‌اند. برای عبور باید به یک شریک طناب زده شوید. آنها را با خیال راحت

“شانس من است. زمین محکمی در کنار یخچال است. اما در پایین یخچال یک آبشار 40 متری وجود دارد.

“یک تونل یخی در یخچال وجود دارد که می تواند من را به بیرون هدایت کند. قبل از ورود به داخل، بررسی کنید که یخ جامد است. ممکن است بیش از 200 فوت یخ بالای سر من باشد و هر لحظه ممکن است سقوط کند. فقط از چنین تونلی عبور کنید. به عنوان آخرین راه حل، هر چه جلوتر بروید بازگشت به عقب سخت تر می شود.”

من مطمئن نیستم که گروه فیلمبرداری در مورد این ماجراجویی کوچک چه می گویند!

سپس، خرس نور روز را در پیش رو دید. راه خروجش را نشان داد:

“من هرگز اینقدر راحت نبودم. بالاخره از یخچال خارج شدم!”

چکمه‌های اسکی‌اش را درآورد، اما کفش‌های داخلی را به پا کرد. او مقداری آب نوشید که کثیف به نظر می رسید اما رنگ قهوه ای آن لجن یخبندان یا سنگ پودر شده بود. خرس اظهار داشت: این آب باید برای نوشیدن خوب باشد.

او به حرکت خود به سمت پایین ادامه داد: “اکنون از کوه خارج شده ام، باید به پایین رفتن ادامه دهم تا غذا و سرپناهی پیدا کنم.”

او توسط مرغ دریایی بمباران شد که از تخم‌هایشان که مملو از پروتئین، ویتامین‌ها و مواد معدنی بود محافظت می‌کردند، اما او شانس نداشت و فقط سنگ‌هایی پیدا کرد که شبیه تخم‌مرغ بودند. با این حال، او به دور از دلسردی بود:

“مناظر در حال باز شدن است و من می توانم ردیف درختان را ببینم و تقریباً در جنگل هستم. می توانم یک جنگل انبوه و دره عمیق را ببینم و ممکن است رودخانه ای در پایین آن وجود داشته باشد. بیشتر روستاهای آلاسکا در امتداد آن قرار دارند. رودخانه ها.”

او اکنون در کشور خرس بود.

خرس قهوه ای می تواند تا 9 فوت قد، تا 1100 پوند وزن داشته باشد و می تواند یک مرد را از هم جدا کند. هنگامی که محیط بانان بقایای جسد یک کوهنورد را که اخیراً کشته شده بود، پیدا کردند، دو گلوله خالی روی زمین وجود داشت اما گلوله ها برای متوقف کردن خرس کافی نبودند.

گروه های بزرگ به ندرت مورد حمله قرار می گیرند زیرا سر و صدای زیادی ایجاد می کنند. شکارچیان بیشتر مورد حمله قرار می‌گیرند، زیرا آنها به تنهایی به آرامی دور می‌روند.

خرس‌ها وقتی غافلگیر می‌شوند در خطرناک‌ترین حالت خود قرار دارند، پس با فریاد زدن سر و صدای زیادی به پا کنید. خرس شروع به فریاد زدن کرد: “ای خرس!

اما هر چقدر هم که سر و صدا می کرد احساس ناراحتی می کرد!

او مقداری دانه توت را در خرس پیدا کرد. خبر خوب – توت های خوراکی در اطراف وجود دارد. خبر بد – خرس ها در اطراف هستند!

یک بار در تهران توسط یک توله خرس کوهی تعقیب شدم. خیلی سریعتر از حد معمول دویدم (در آن زمان هشت ساله بودم) و فرار کردم. من دوست نداشتم با یک خرس بالغ مسابقه دهم.

خرس از یک آبشار بزرگ 200 فوتی بالا رفت: “اجازه دهید پاهایتان فشار را تحمل کنند. آنها بسیار قوی تر از بازوهای شما هستند.”

بسیار مهم است که در چنین شرایطی وقت خود را صرف کنید – فقط می توانید یک اشتباه مرتکب شوید.

او سپس مقداری سیب زمینی اسکیمو را پیدا کرد که مملو از نشاسته و کربوهیدرات است و گفته می شود با ارزش ترین منبع غذایی در آلاسکا است.

تختی با شاخه‌ها ساخت تا بدنش را بالای زمین سرد نگه دارد و سپس چند نهال توسکا پیدا کرد تا پناهگاهی نیم‌گنبدی بسازد. برای ضد آب، لایه هایی از صنوبر را از پایین به بالا اضافه می کنید.

او آتشی روشن کرد که خرس ها را خاموش می کرد. در این قسمت از آلاسکا، خرس های سیاه از گریزلی ها خطرناک تر هستند.

گریزلی ها سرزمینی هستند، بنابراین اگر آنها را ملاقات کردید مطیع باشید و عقب نشینی کنید. با این حال، اگر با یک خرس سیاه ملاقات کنید، احتمالاً به دنبال شما خواهد بود. آن‌ها نسبت به گریزلی‌ها انسان‌های کمتری را می‌کشند، اما در 90 درصد حملات خود، انسان‌ها را تعقیب می‌کنند.

اگر در گوشه ای از یک خرس سیاه قرار گرفتید، باید برای زندگی خود بجنگید. اکثر مردم محلی اسلحه حمل می کنند، اما اگر اسلحه ندارید، یک چوب بگیرید و آن را در چشمان خرس بکوبید.

در شب، خرس چیزی در حال حرکت در اطراف شنید. ممکن است یک گوزن یا خرس بوده باشد:

“امیدوارم هر چه هست، این “خرس” را تنها بگذارد!”

او در ساعت 5 صبح روز دوم خود در آلاسکا خسته از خواب بیدار شد:

“من کمی پنیر شده ام اما اشکالی ندارد. وقتی تمام شب خیس بودی، خوب است که کمی پنیر شده باشی.”

او یک نهر را دنبال کرد تا به رودخانه ای رسید و سپس به سمت ساحل دریا که بیشتر مردم آنجا بودند پایین آمد. اما او هنوز می توانست 500 مایل در هر جهت برود و کسی را پیدا نکند:

“بهترین شانس من برای نجات این است که توسط یکی از بسیاری از قایق های ماهیگیری کوچکی که در این منطقه ماهیگیری می کنند شناسایی شوم.”

او چند عقاب طاس را دید که دنبال ماهی قزل آلا بودند. رودخانه مملو از شاه سالمون و صورتی است. خرس نخ ماهیگیری نداشت اما بدون هیچ مانعی یک نیزه ماهیگیری ساخت. او همیشه به جای تسلیم شدن به دنبال جایگزینی است.

خرس با فریاد زدن و زدن نیزه به آب ماهی قزل آلا را در حدود شش اینچ آب ریخت. او سرانجام یک ماهی قزل آلا بزرگ را به نیزه زد و بلافاصله در آن فرو کرد:

“آنها پر از پروتئین هستند و می توانید فلس ها را به همان اندازه که کوچک هستند بخورید. من همیشه سوشی را دوست داشتم!

من ممکن است خارج از جنگل باشم، اما هنوز هم توسط خرس هایی که برای ماهیگیری به اینجا می آیند احاطه شده ام.

او اکنون به دنبال سرپناهی می گشت. غارها پناهگاه های آماده ای هستند اما اغلب توسط حیوانات وحشی از جمله خرس ها اشغال می شوند. او غاری کم عمق با دیوارهای بلند پیدا کرد که هیچ چیز نمی توانست از پشت سر او را پنهان کند.

او سپس صدف ها را پیدا کرد. ماهی صدفی همیشه باید ابتدا به درستی پخته شود. او صدف ها را با دو لایه جلبک دریایی احاطه کرد که ظرف ده دقیقه آنها را بخارپز می کرد. من تعجب کردم که خرس این کار را کرد

خوردن جلبک دریایی را نیز پیشنهاد نکنید:

“وقتی صدف ها را جمع کردید به آنها ضربه بزنید. اگر آنها بسته نشدند، از قبل مرده اند، پس آنها را رها کنید.”

او با دود سفید یک آتش سیگنال ایجاد کرد تا با درختان تیره پشت سرش تضاد داشته باشد، اما هیچ قایق را ندید، بنابراین مجبور شد به حرکت ادامه دهد.

ناگهان خرس چند ساختمان چوبی را دید اما متروک بودند. آلاسکا سابقه رونق و رکود دارد.

او چند یخچال طبیعی را دید که اغلب نقاط توریستی هستند. او شانس بیشتری برای تماس با انسان های دیگر در آنجا خواهد داشت، اما پیاده روی طولانی خواهد بود.

خرس تصمیم گرفت از یک قایق قدیمی استفاده کند که در نزدیکی ساختمان ها پیدا کرد. او از بیل به عنوان پارو استفاده می کرد. یکی از درس های اصلی بقا این است که برای هر فرصتی باز باشید. موفقیت هم همینطور است.

یک قایق قدیمی در دریایی پر از یخ یک خطر است اما بهترین گزینه او بود. او به آرامی مسیر خود را دور خط ساحلی طی کرد. همچنان که ادامه می داد، با خلیجی پر از یخ دریا مواجه شد. همانطور که او به خلیج رفت، یخ غلیظ شد و بلوک های یخ در اطراف او بود.

او در میان کوه های یخ کوچک حرکت کرد. اینها می توانند ناگهان واژگون شوند زیرا آب یخ زیر آن را آب می کند. آب یخ زده داشت به داخل قایق نفوذ می کرد. او به سرعت لباس‌های سنگین‌ترش را داخل کوله پشتی‌اش گذاشت تا سنگینی نکند.

قایق او غرق شد و او در آب یخی بود. خطر این بود که او ممکن است قلع عظیمی از آب و هوا را بمکد، اما او خود را به خشکی رساند.

وقتی به ساحل رسید بقیه لباس هایش را سریع در آورد. شما برهنه‌تر از لباس‌های خیس زنده می‌مانید. او فشارهای فشاری انجام داد تا خون جاری شود.

ژاکتش در کوله پشتی اش خشک مانده بود. این کمک خواهد کرد. مدتی سر جایش ماند و بعد ادامه داد اما:

درست زمانی که امیدم را از دست دادم، صدای دور موتور را می‌شنوم.»

بازوها و کوله پشتی اش را در هوا تکان داد:

“آنها من را دیده اند! من در راه خانه هستم! آلاسکا مکانی است که می توانید واقعاً به طبیعت نزدیک شوید و این برای من جادوی واقعی آن است.”

چه درس های موفقیت را می توان آموخت؟

شما باید بدانید که چگونه از فجایع زندگی جلوگیری کنید، خواه مربوط به بهمن باشد، روابط شخصی، مالی، سلامتی یا خود زندگی. مهارت ها و دانش مورد نیاز خود را بیاموزید یا از یک متخصص استفاده کنید.

معطل نشو حرکت سریع در هر پروژه ای، اشتیاق شما را زنده نگه می دارد. شما را به اندازه کافی گرم نگه می دارد تا از فرود کوهستان جان سالم به در ببرید.

از شر هر چیزی که شما را کند می کند خلاص شوید، چه چکمه های اسکی باشد، چه چکمه های سنگین یا عادت های بد.

منتظر نور در انتهای تونل نباشید، به سمت پایین بروید و خودتان چیز ***** را روشن کنید! (نقل از سارا هندرسون)

آهسته پیش بروید و هنگام مواجهه با موانع خطرناک که هر مرحله اهمیت دارد وقت خود را صرف کنید – هر قراردادی را با احتیاط امضا کنید!

اشکالی ندارد که گاهی اوقات احساس افسردگی کنید. اگر شب را خیس می گذرانید، خوب است که احساس «خوشحالی» کنید، اما حداقل قدردان این باشید که بیشتر شب ها در یک تخت گرم و خشک بخوابید!

از هر فرصتی که برایتان پیش می آید استفاده کنید.

بیاموزید که کدام غذاها و نوشیدنی ها ارزشمندتر هستند.

اگر امروز به جنگل رفتید، خرس های عروسکی را غافلگیر نکنید وگرنه پیک نیک آنها خواهید شد!