افغانستان ثابت می کند که ژنرال های شکست خورده دیگر علاقه ای به پیروزی ندارند


در کمال تعجب فقط دولت بایدن و رهبران آن ، طالبان هفته گذشته پس از 20 سال ماجراجویی بی پروا آمریکایی ها کنترل افغانستان را به دست گرفتند. هنگامی که یک شکست دیدنی در دیپلماسی آمریکا ، دولت سازی ، اطلاعات و مهمتر از همه ، توانایی نظامی به وقوع پیوست. به طور خلاصه ، مأموریت کامل نیست.

اما این تقریباً روش عملیاتی معمولی برای جانور تقریباً بی فایده ای به نام پنتاگون است ، که از زمانی که مهربان ترین و ملایم ترین دولت ایالات متحده اندکی پس از جنگ جهانی دوم نام خود را از وزارت جنگ به وزارت دفاع تغییر داد ، پیروز نشده است. جنگ. اگر همیشه در دفاع باشید ، بازنده هستید.

تا حد زیادی به لطف سازمان سیا و نیروهای ویژه ، ماموریت تنبیهی در برابر حملات 11 سپتامبر به سرعت به پایان رسید ، طالبان اولیه متفرق شدند و نمونه ای از آنها ارائه شد. اما پس از آن این رئیس نرم مفهوم آمریکایی ماموریت و “ملت سازی” غالب شد و پشتوانه جانشینی روسای جمهور ضعیف و ارتش حرفه ای کاملاً ناآشنا با بوی شیرین پیروزی بود.

نتیجه؟ هزاران آمریکایی می میرند و تریلیون ها دلار از فاضلاب قرض می گیرند. مرگ “ملت” کاذب که هرگز در ابتدا وجود نداشت. و یک تحقیر نظامی دیگر ، زیرا ابرقدرت بزرگ جهان به طرز بدبختی در حال کاهش است تا از بنیادگرایان اسلام گرا بخواهد تا با شهروندان ما که در کشور گرفتار شده اند بدرفتاری نکنند و لطفاً لطفاً با زنان افغان وحشیانه رفتار نکنید و به هر حال ، دو نفر. در دفتر شما

به راحتی می توان رهبری سیاسی هوس انگیزی را که ما را به این آشفتگی کشانده است ، با جورج دبلیو بوش ساده لوح و با اراده ضعیف شروع کرد. شیطان باراک اوباما ، و حالا بزرگتر جو بایدن. تنها دونالد ترامپ ، که به درستی از “جنگ های ابدی” انتقاد می کرد و برای حل و فصل شرایط از روش هویج و چوب استفاده کرده بود ، تصوری از این مشکل داشت.

اما افراد بد واقعی در اینجا پنتاگون هستند که بوی تخت می دهد ، که در ماموریتی که هر رهبر دارد شکست خورده است: پیروزی در جنگ نفرین شده. بحث این است که – در ویتنام ، در عراق و اکنون در افغانستان – سیاستمداران به آنها اجازه پیروزی نمی دهند. اما در طول تاریخ ، ژنرال هایی که بزرگترین موقعیت استراتژیک را درک کردند ، حتی زمانی که مافوق آنها این کار را نکردند – یا به دلایل سیاسی نمی توانستند آن را بپذیرند – به هر حال پیش رفتند و پیروز شدند.

در طول جنگ داخلی ، لینکلن با دوچرخه به دنبال ژنرال رفت تا اینکه اودیسه اس گرانت را پیدا کرد ، که اغلب پیشنهادات تاکتیکی رهبر خود را رد می کرد ، و لینکلن در نهایت از او سپاسگزار بود.

در جنگ جهانی اول ، فرمانده آمریکایی “بلک جک” پرشینگ اصرار بریتانیایی و فرانسوی را مبنی بر اینکه افرادش در نقش کمکی خدمت می کنند نادیده گرفت. در زمان پرشینگ ، اولین ارتش ایالات متحده در سپتامبر 1918 در سن میهیل دفاع آلمان را شکست. دو ماه بعد ، جنگ به پایان رسید.

مارک مایلی
اگر مفهوم دیگری مانند افتخار در بین نیروهای مسلح ما وجود داشت ، مایلی تا به حال اخراج شده بود.
گتی ایماژ

با شورش آمریکا از حمله به پرل هاربر ، ارتش و نیروی دریایی نقشه ای جسورانه برای حمله در توکیو ارائه کردند و در آوریل 1942 ، جیمی دولیتل با هواپیمای B-25 بمب هایی را به سرزمین ژاپن باراند.

در مقابل ، ژنرال های شکست خورده در عراق و افغانستان ، مانند دیوید پترائوس ، جیم متیس ، استنلی مک کریستال و مارک میلی (در حال حاضر رئیس ستاد مزاحم) ، علی رغم انتشار اطلاعات طبقه بندی شده ، به طور مداوم موفق به افزایش نشده اند. به معشوقه های خود ، خرابکاری رئیس جمهور سیاست نظامی ترامپ و نگرانی از “خشم سفید” در کلاس های درس.

همین ماه گذشته میلی م politدبانه گزارش های پیروزی قریب الوقوع طالبان در افغانستان را که قبلاً در آنجا خدمت می کرد مودبانه رد کرد: “من فکر نمی کنم پایان بازی هنوز نوشته نشده است.” اگر هنوز احساس افتخار در ارتش ما وجود داشت ، او اخراج یا استعفا می داد.

اما اعتیاد صنعت “دفاعی” به دلارهای مالیات دهندگان این اطمینان را به وجود آورده است که درگیری های سطح پایین “شکست ناپذیر” به پایان نخواهد رسید ، مادامی که پیروزی همیشه در مرحله دوم باشد. شگفت انگیز است که شکست به استراتژی رسمی مبارزه با جنگ تبدیل شده است.

جورج اس پاتون جونیور  و Ulysses S Grant ستاره های خود را در میدان جنگ و نه در سالن های کنگره به دست آوردند.
جورج اس پاتون جونیور و Ulysses S Grant ستاره های خود را در میدان جنگ و نه در سالن های کنگره به دست آوردند.
گتی ایماژ (2)

آنچه در حال حاضر مورد نیاز است یک مرور کامل از کاربردهای ارتش است که ما را به اصول اولیه باز می گرداند. همانطور که ویلیام تی شرمن معروف می گوید: “جنگ ظلم است. تلاش برای اصلاح آن فایده ای ندارد. هرچه سخت تر باشد ، سریعتر به پایان می رسد. ”

یکی دیگر از جنگنده های آمریکایی جورج اس پاتون جونیور بزرگ بود. – که ستاره های خود را در میدان جنگ و نه در سالن های کنگره به دست آورد – که بهترین مثال در مورد نحوه تفکر برندگان بود.

در مارس 1945 دستور داده شد تا شهر تاریخی تریر را در رعد و برق ارتش سوم در آلمان دور بزند ، زیرا احتمالاً به حداقل 4 لشکر نیاز داشت ، پاتون به هر حال شهر را اشغال کرد: “ما تریر را با دو لشگر گرفتیم. آیا می خواهید آن را به شما پس دهم؟ »

تا زمانی که ما به اعطای جایزه شرمنز و پاتونز به Milleys باز نگردیم ، منتظر افغانستان بیشتر باشید.

مایکل والش نویسنده “آخرین موضع گیری ها: چرا مردان وقتی همه از دست می روند می جنگند” (مطبوعات سنت مارتین).

دیدگاهتان را بنویسید