Rattles And Tinhorns: تاریخچه ای از پلیس در نیویورک تا 11/9


نیویورک در حدود 200 سال اول عمر خود فاقد نیروی پلیس بود – حداقل یکی را که با استانداردهای مدرن چنین توصیف می کنیم. در آنجا تعدادی نگهبان و پلیس ، کلانتر و افسران قضایی در حال گشت زنی در خیابان ها و خطوطی در منطقه ای که امروزه منهتن پایین می نامیم ، در آن زمان آمستردام جدید بود.

هشت نفر اول از این پیشگامان در اواسط دهه 1600 وارد خدمت شدند. زندگی در آن روزهای اولیه وحشی بود: آنها حتی اینترنت نداشتند. و پلیس ابتدایی بود. هیچ وسیله نقلیه گروهی وجود نداشت – اگر اسب داشتید رزمنده بودید – و تلفن همراه نداشتید. یک پلیس با تکان دادن صدای جغجغه روی چوبش یک نسخه درخواست کرد.

به گفته جان دی کارلو ، رئیس پلیس سابق و در حال حاضر مدیر برنامه کارشناسی ارشد در دادگستری جنایی در دانشگاه نیوهیون. وی گفت که هشت افسر اول نه تنها جغجغه بلکه فانوس های شیشه ای رنگی را حمل می کردند که باعث می شد آنها در شب و در زمانی بدون چراغ خیابانی سبز بمانند و برای عموم قابل تشخیص باشند.

دی کارلو توضیح داد: “نه فانوس سبز با حلقه ابرقهرمانی شیک ، بلکه فانوس های سبز واقعی که گشت ها در اطراف آنها ساخته اند.” “و وقتی به ساعت برگشتند ، فانوس سبز خود را روی قلاب بیرون آویختند.”

این یک تمرین است که به صورت نمادین به شکل شمشیرهای سبز روشن درهای جلویی همه 77 خانه شهری در شهر را در بر می گیرد ، این نشان می دهد که افسران داخل و در حال انجام وظیفه هستند.

چراغ راهنمایی سبز در ورودی حیاط خاکستری نهم در منهتن

چراغ سبز خارج از منطقه 9 در منهتن است

فلش

دی کارلو گفت که این افسران پلیس به عنوان یک مرجع بصری تیره در زندگی نیویورکی ها باقی می مانند. وی گفت: “هشت نقطه با محدودیت های پلیس در NYPD مدرن ادای احترام به هشت عضو اول نگهبان شب است.”

وظایف آنها به تدریج به جمع آوری جریمه ، بازیابی اموال مسروقه و ضربه زدن به چوب های آنها روی میز ، هنگامی که رسیدگی در اتاق دادگاه از کنترل خارج شد ، گسترش یافت. اما همانطور که یک پلیس می گوید: “تعداد کمی از مردم اهمیت می دهند.” و در آنجا ، در این خط واحد ، دو مورد از بزرگترین مسائل در تاریخ اجرای قانون در نیویورک وجود دارد: ناسپاسی در محل کار و تنش های مزمن با مردم.

ویلیام براتون ، که دو دوره به عنوان کمیسر پلیس شهر خدمت کرده است – 1994 تا 1996 و 2014 تا 2016 – دو دلیل برای این تنش ذکر کرد. او گفت: “این از ابتدا یک چالش است که مردم دوست ندارند به آنها بگویند چه کار کنند یا رفتار خود را اصلاح کنند ، این طبیعت انسانی است.” “اما در یک دموکراسی ، آنچه ما تصمیم می گیریم استانداردهای رفتار است و پلیس از این استانداردهای رفتاری حمایت می کند.”

نیویورک در سال 1845 ، در میان افزایش سریع جمعیت ، که با افزایش جنایت همراه بود و خواستار مبارزه با آن شد ، نیروی پلیس مدرن خود را تأسیس کرد. رهبران شهر مستقیماً این اداره را در اداره پلیس متروپولیتن لندن تشکیل دادند که به عنوان یک سازمان سیاسی و نه یک ارتش طراحی شده بود. پلیس نیویورک لباس آبی پوشیده بود زیرا پلیس لندن آبی پوشیده بود – تا آنها را از ارتش انگلیس که کت قرمز بر تن می کرد متمایز کند.

طرحی از افسران پلیس در دهه 1870 با لباس های آبی خود

لباس آبی پلیس متروپولیتن نیویورک در سال 1871

فلش

اما همانطور که توماس رپتو ، مورخ پلیس درگذشته به WNYC گفت ، این امر با بازگشت جانبازان جنگ داخلی به نیویورک و سازماندهی مجدد این بخش تغییر کرد. وی گفت: “پس از جنگ داخلی ، بسیاری از ادارات پلیس و سازمان های دیگر شروع به اتخاذ لباس فرم و ساختار درجه بندی کردند.” آنها همچنین حمل سلاح های مرگبار را آغاز کردند. جان دی کارلو نتیجه ای را که تا به امروز با ما است اینگونه توصیف می کند: “پلیس نظامی نیست اما ما در یک محیط شبه نظامی فعالیت می کنیم.”

به عبارت دیگر ، پلیس قدرت زیادی برای “اعمال استانداردهای رفتاری” دارد.

براتون در این مورد مشکلی ندارد. او ده ها سال استدلال کرده است که وقتی افسران از قدرت خود عاقلانه استفاده می کنند ، جرم و جنایت کاهش می یابد و شهر رونق می گیرد. اما او به سرعت می افزاید که می توان از قدرت سوء استفاده کرد – قبل از هر چیز ، پلیس با دستان بیرون. وی گفت: “مسئله فساد وجود دارد.” به نظر می رسد هر بیست سال یکبار نیویورک دچار بحران فساد می شود. ” آیا اولین پلیس هایی را که اموال مسروقه را پس می گرفتند به خاطر دارید؟ گاهی اوقات قبل از تحویل قربانی ، از او تقاضای پرداخت می کردند.

دی کارلو می گوید NYPD تا سال 1894 طول کشید تا به طور رسمی به این مشکل رسیدگی شود و تحریم هایی را علیه گروه اول در صف طولانی موسسات تحقیقاتی موسوم به کمیسیون لکسو اعمال کرد. وی گفت: “لکسو برای بررسی فساد در این بخش ایجاد شد.” آنها چیزهای کوچکی مانند دریافت غذای رایگان و پرداخت هزینه عدم صدور بلیط خودرو در مقابل یک رستوران را فاش کردند. ” چیزهای بزرگ نیز مانند “تقلب ، سیاه نمایی ، تقلب در انتخابات و خشونت”.

سپس ، در سال 1920 ، ممنوعیت و صنعت سایه سازی راه اندازی شد ، که نیاز به کار بسیاری از افسران پلیس داشت. هنگامی که فیورلو لاگاردیا در سال 1934 شهردار شد ، تصور می شد که جنایتکاران سعی می کنند پلیس را فاسد کنند. لاگاردیا لازم دانست که گشتی های جوان در مراسم سوگند خود در سال 1942 در مورد چگونگی اجتناب از وسوسه توصیه کنند. با هیاهوی فزاینده ، او به آنها گفت: “برای تشخیص پانک یا نی نیازی به کارآگاه مجرب نیستید. از آنها دوری کنید. و اگر آنها را در ریتم خود می بینید ، آنها را در فک جوراب بزنید! »

فیورلو لاگواردیا در یک عکس سیاه و سفید با دو مرد دیگر با کت استقبال می کند

شهردار فیورلو لا گواردیا درود بر افسران پلیس ، حدود 1939-1940. تاجر هاروی گیبسون در سمت راست افراطی قرار دارد

فلش

براتون می گوید که در سال 1994 ، هنگامی که برای اولین بار مامور شد ، سعی کرد از روش های ظریف تری برای پیشگیری از جرم استفاده کند که بحث برانگیز نبود. وی گفت: “پلیس در بیشتر تاریخ خود تا دهه 1990 بر مقابله با جنایت و تقریبا مقابله با بی نظمی متمرکز بود.” “در 1970 و 1980 متوجه این موضوع شدیم و به همین دلیل بسیار بد شد. “1990 بدترین سال جنایی در تاریخ کشور و در تاریخ نیویورک بود.”

دپارتمان وی پلیس معروف “پنجره های شکسته” را معرفی کرد – مبارزه با جنایات بی نظمی مانند فحشا ، ادرار عمومی و پرش با خوک های مترو. او استدلال می کند که بسیاری از مردم نیویورک خواهان چنین بهبودهایی در کیفیت زندگی در خیابان بودند. وی قبل از پاسخ به س hisال خود پرسید: “به هر حال ، درخواست کمک از کجا می آید؟” آنها از ساکنین می آیند که می خواهند پلیس وارد شود و با هرج و مرج احاطه شده آنها برخورد کند. ” منتقدان می گویند افراط در برنامه منجر به آزار و اذیت ، دستگیری های ناعادلانه و رژیم تعلیق شده است که با گذشت زمان از کنترل خارج شده است. اما این رویکرد منجر به کاهش تاریخی جنایت در این شهر شده است.

در همین حال ، بی سر و صدا ، گروه کوچکی از تروریست ها نیویورک را در بالای لیست اهداف خود قرار دادند. نیت آنها در انفجار در سال 1993 ، هنگامی که یک بمب در مرکز تجارت جهانی منفجر شد و 6 نفر کشته شدند ، آشکار شد. براتون گفت که پیش از حمله ، این وزارتخانه اولویت خود را برای مبارزه با تروریسم قائل نشده بود. وی گفت: “واحد اطلاعات NYPD تا حد زیادی یک واحد حفاظتی مناسب بود.”

ماموران و آتش نشانان بخش به دهانه عظیمی در گاراژ نگاه می کنند

پلیس و آتش نشانان در حال بررسی آسیب های ناشی از بمب در پارکینگ مرکز تجارت جهانی در سال 1993 هستند

فلش

پلیس و آتش نشانان در حال بررسی آسیب های ناشی از بمب در پارکینگ مرکز تجارت جهانی در سال 1993 هستند

ریچارد درو / AP / Shutterstock

گروه ویژه تروریسم نیویورک ، با همکاری FBI و NYPD ، بمب گذاران را دستگیر و به زندان فرستاد. براتون می گوید این امر به وزارت امنیت کاذب می دهد. وی گفت: “آنها اساساً بمباران مرکز تجارت جهانی را حل کردند و فکر کردند که این مشکل است ، آنها این مشکل را برطرف کرده اند.”

سپس 11 سپتامبر فرا رسید.

براتون گفت: “در 11 سپتامبر ، مأموران پلیس را که از طرف دیگر می دوید ندیدید ، آنها به سمت او شتافتند.” “و بارها و بارها آن را خواهید دید. “شما می توانید روی پلیس حساب کنید تا ریسک کند.” با هر اندازه ای ، NYPD آن روز به وعده خود عمل کرد و با افتخار خدمت کرد. بیست و سه افسر در راه کشته شدند.

و با این حال ، همانطور که براتون اعتراف می کند ، این قسمت انسانی است و بنابراین معیوب است. “این همه آنها را قهرمان نمی کند زیرا آنها دارای مسائل فساد هستند ، مطمئناً نگران نژادپرستی ، نگرانی از خشونت ، اغلب در ارتباط با نژادپرستی.” فرمول او برای پلیس مولد این است که نظم را به صورت قانونی ، دلسوزانه و مداوم حفظ کند.

او گفت: “منظور من این است که شما از یک محله سفیدپوست در یک محله سیاهپوست نظارت نمی کنید ، اگرچه محله ها اغلب بسیار متفاوت هستند.” “و این چالش است – گاهی اوقات با آن روبرو می شویم و گاهی اوقات نه.”

دیدگاهتان را بنویسید